شمارهی پنجم/صفحه شانزده
با علم نوین همراه شویم ...
الف) آیا خروج از کالبد حقیقت دارد؟ آیا این خرافهی مذهبی_اسطورهای میتواند در دنیای بیمرز علم نوین توجیح یابد؟
جواب بله است. به توضیح زیر توجه کنید.
انسان پیرامون خود را با استفاده از حواس پنجگانه و تفسیرات مغزی از این دادهها درک میکند. مغز از سه بخش مخ، مخچه و ساقه تشکیل شده است. دریافت و تجزیه و تحلیل دادههای ورودی و انتقال نتیجهی حاصله در بخش مخ انجام میشود. حواس پنجگانه بخش ورودی داده است و مغز بخش دریافت و تجزيه و تحليل داده و انتقال خروجی نهایی ست.
یک آزمایش ساده جواب را روشن میکند.
فرد X در کنار آبشار نیاگارا در حال مدیتیشن است و فرد Y در منزلش در ایران چای مینوشد. حال اگر بخش ورودی مانند چشم یا بخش دریافت و تجزیه و تحلیل داده و خروجی نتیجه در مغز مانند رشتههای عصبی و یا هر دو بگونهای تنظیم شوند که X لحظات Y را درک کند، X میتواند خروج از کالبد را تجربه کند. این اتفاق توسط عینک تری دی در حد خفیف با تنظیم متفاوت بخش ورودی یعنی چشم انجام پذیرفته است.
پس برای تجربهی شخصی خروج از کالبد کافی ست تنظیمات جسم با مقصد مورد نظر هماهنگ شود.
ب) آیا استاندارد دستگاه نقشه برداری مغزی بینقص است؟
جواب خیر است. یک بررسی آماری نشان میدهد این شاخص با چند نمونه رد میشود. فرضاً در افراد متفکر یا در برخورد با نبوغ علمی، سیاسی، هنری و... این شاخص فرد را بیمار نشان میدهد یا در بعضی موارد حاد فقط کافی ست از التهاب سلولها کاسته شود و مشکل خاصی در کار نیست. گاهی مشکل در جای دیگری از بدن است و مغز تأثیر پذیرفته است که این مهم کمتر لحاظ میشود.
علاوهبر آن بسیاری روانپزشکان توان ایجاد حالت تعادل یا مد نظر (برای مثال پرت حواسی، خشم، غم و...) را در مراجعه کننده ندارند برای همین دستیابی به حالت طبیعی فرد عملاً برایشان غیر ممکن است.
در کنار آن باید توجه داشت استاندارد فعالیت بهینه مغزی با سلامت کامل مغز و بطور کلی جسم مرتبط نیست بلکه مسئلهی پیرامون نیز تاثیر بسزایی دارد بگونهای که درمان شخصی در بسیاری موارد بیفایده است.
انسان سلامت در شرایط نامناسب در لحظه میتواند بیمار شود و برعکس یک بیمار در شرایط پیرامونی مناسب میتواند بهبودی موقت یا دائمی یابد.
ملموسترین مثال بعضی باکتریها هستند که در بدن انسان مفید قلمداد میشوند در صورتی که در گذشته یا در شرایطی که بدن توان تحمل آنها را ندارد غیرمفید یا مضر تیکت میخورند. استانداردهای این دستگاه نیز قابل استناد مطلق نیست.
نکتهی آموزشی: نقشهبرداری مغزی (Brain Mapping) روشی علمی و دقیقتر از متدهای پیشین است که با ثبت فعالیت الکتریکی و شبکههای عصبی، تصویری شفاف از نحوهی کارکرد بخشهای مختلف مغز ارائه میدهد. این نقشه به پزشکان کمک میکند بفهمند هر قسمت مغز چه عملکردی دارد و چرا برخی اختلالات یا علائم به وجود میآیند.
📄برگرفته از مقالهی دنیای ارتعاش نوشتهی دکتر اسماء دگلی
🧸به کوشش مستر تدی

